محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
603
خلد برين ( فارسى )
غيرت وى شعلهور شده حكم به احضار امراى خراسان نمود و به سرعت برق و باد در موكب همايون شاهزادهء و الا نژاد به عزم گوشمال مرتضى قلى خان روى به مشهد مقدس معلى نهاد . در عرض راه مرشد قلى خان و محمود خان صوفى اوغلى و ساير امراء كه اطاعت و متابعت وى اختيار كرده بودند به معسكر ظفر اثر شاهزادهء و الا گهر پيوستند . مقارن آن خبر قرب ورود امير حمزه خان ولد عبد الله خان استاجلو و ولى قلى خليفهء اوجى شاملو و شاهقلى سلطان قارنجه اوغلى استاجلو كه در حين توجه خاقان عليين آشيان به صوب آذربايجان به حكومت بعضى از محال خراسان سرافراز و امراى سابق معزول شده بودند در موكب ظفر نشان شاهزادهء عالم و عالميان انتشار و اشتهار يافت و امراى معزول به وصول اين خبر بيشتر از پيشتر سر بر خط فرمان عليقلى خان نهاده ابواب اطاعت و انقياد بر روى وى گشادند ، و از اين راه ، سپاه ظفر پناه موكب همايون شاهزادهء جوانبخت كامكار به شمار قطرات امطار و اوراق اشجار پيوسته ، نقش مرام عليقلى خان موافق دلخواه نشست . در خلال اين احوال مصلحت دولت مقتضى آن گرديد كه مرشد - قلى خان و ساير امراى موكب ظفر نشان به ارسال رسل و رسايل ، مرتضى قلى خان را از خواب گران مخالفت و زياده سرى بيدار سازند . لاجرم هر يك از ايشان يكى از ملازمان معتبر خود را به نزد وى فرستاده پيغام دادند كه بر عالميان ظاهر است كه ما و شما نمك پروردهء خوان احسان اين و الا دودمان و يكجهت و دولتخواه اين خاندان ولايت بنيانيم و بعد از شاه جنت - مكان ، خاقان عليين آشيان را قائم مقام آن حضرت و مرشد و ولى نعمت خود دانسته و مىدانيم ، و انديشهء مخالفت آن درگاه از هيچ راه نداشته و نخواهيم داشت و اين كه بنا بر مصلحت دولت ابد مدت در اين وقت كمر به متابعت و موافقت شاهزادهء و الا تبار و خان فدويت - شعار بستهايم منظور نظر [ 130 ] عاقبت بين ما دو چيز است : اول اين كه : در اين اوقات كه قيصر روم به نقض عهد و پيمان پدران